سيد محمد مهدى جعفرى

29

سيد رضى ( فارسى )

چه اشكها را كه با انگشتانم پاك كردم ، و چه گريه‌هايى كه با رداى خود پنهان ساختم و تظاهر به تحمل كردم . خود را در برابر دشمن شكيبا و بردبار نشان دادم ، اما اگر به بيتابى و ناراحتى من پى ببرند دشمنان دل خود را بدان شفا مىبخشند . اگر همهء مادران به نيكى و بزرگوارى تو بودند ، پسران از داشتن پدر بى نياز مىشدند . مادر چگونه از مرگ تو خود را آرام سازم ، در حالى كه فضيلت تو اثرى جاويدان در برابر چشمانم دارد . مرده نيست آن كو از زندگى جدا شده اما آوازه‌اش در كارهاى شايسته همه جا را فرا گرفته است . مردم همه گواهى دهند كه او از برگزيدگان است ، زيرا فرزندان برگزيده‌اى زاده است . در هر تيرگى و خشكسالى و تنگنايى ، اثر يد بيضايى از او به چشم مىآيد . هنگامى كه ذخيرهء پدران براى فرزندان به پايان رسد ، مىبينيم كه او ذكر جميلى براى ما ذخيره كرده است . پدرانت چهره‌هاى درخشانى هستند كه سرچشمه‌هاى نعمت گسترده از وجودشان جوشيده است . از جمله « ناصر للحق » يا داعى به راههاى هدايت و بر طرف سازندهء اندوه و ناراحتيها ، صلوات و رحمت آن كس بر تو باد كه پيش از مرگ نيز از رحمت و پاداش او برخوردار بودى اگر سنگهاى قبرت پيام مرا به تو مىرسانيدند ، يا خاك فرياد مرا به گوشت مىرسانيد . آههاى طولانى و اندهان و درد پيوستهء مرا مىشنيدى ، و وفادارى فرزندت را نسبت به خود مىدانستى . ( ديوان 1 - 26 ) برادر ( سيد مرتضى ) : از آنجا كه سيد مرتضى تأثير بسيارى بر آثار